Coming Home: اولین قدم در بازگشت Trinidad James

به همان سرعتی که ترینیداد جیمز با همه طلاهای همه چیز به برجستگی هیپ هاپ رسید ، سقوط به همان سختی بود. و بله ، او کاملا از این موضوع آگاه است. آقای نیکلاس ویلیامز که در بیشتر سال 2014 از صنعت متوقف شده بود پس از اینکه توسط Def Jam کنار گذاشته شد ، سال بعد را با یک ، دو یا سه پروژه از بین نبرد. به خصوص، سفر به ترینیداد EP از زمان سپری شده در وطن خود الهام گرفت. جیمز که شخصاً ، از نظر شغلی و خلاقیت تجدید قوا کرده بود ، هدف جدیدی از هدف را خارج از خود ایجاد کرد. این بدان معنی است که اخیراً یک کتاب میز قهوه با الهام از EP به نمایش گذاشته است که زیبایی پروژه های مسکن ترینیداد را به نمایش می گذارد. این یکی از بسیاری از اقداماتی است که جیمز در تنظیم بازگشت مناسب انجام داده است.



کمک می کند تا در کنار آن زمان بحث برانگیز که امسال با Don Lemon در مورد بحث در مورد استفاده از کلمه n صرف شده است ، یک مگا موفقیت خاص بسیار کمک کرده است. الحاق همه قلاب های طلای هر چیز به مارک رونسون و برونو مارس 'Uptown Funk نمی توانست زمان بهتری داشته باشد. آزار نمی دهد که از او خواسته شد آیه خاصی را در رابطه با ریمیکس ارائه دهد.



در این مصاحبه با DX ، جیمز با الهام گرفتن از ترینیداد به ایجاد یک کتاب میز قهوه و EP به همراه نحوه برنامه ریزی برای مشت زدن تا زمانی که هیپ هاپ او را دوباره در آغوش گرفت ، منجر شد.






lox filthy america ... زیباست

ترینیداد جیمز افکار خود را در مورد حرکت طبیعی مو و الهام گرفته از سفر به کشور خود توضیح می دهد




DX: شما تازه موهایتان را تمام کردید. چگونه موهای خود را ابریشمی و گه می کنید؟

ترینیداد جیمز: من یک خانم پیش بینی کردم اینجا به نام نیکی در کرنشاو. او مرا تحریک می کند.

DX: آیا در مورد حرکت طبیعی فکر می کنید؟



ترینیداد جیمز: حرکت طبیعی همان جایی است که در آن قرار دارد. مردی که شما باید در مورد آن فکر کنید مثل من و دوستان اصلی من ، مانند بچه هایی که با آنها بزرگ شدم ، مانند دوستانم ، ما دیگر مثل بچه های جوان و جوان نیستیم بنابراین مانند خواهران طبیعی مانند چیزی است که ما درگیر آن هستیم. ما دوست داریم که با شما صادق باشیم من نمی خواهم بگویم که من نیکی میناژ را دوست ندارم ، زیرا او طبیعی نیست ، او همچنین زیبا است.

DX: سفر به ترینیداد یک کتاب عکس جالب برای میز قهوه است. ایده ایجاد یکی از کجا آمده است؟

ترینیداد جیمز: من امسال برای کارناوال به ترینیداد برگشتم. این سومین سال پیاپی است که به کارناوال می روم زیرا واقعاً می خواهم با جایی که به دنیا آمده ام هماهنگی بیشتری داشته باشم. من مدتها در آمریکا زندگی کردم اما در ترینیداد متولد شدم. بنابراین من برای کارناوال و فقط شبکه و گفتگو با افراد مختلف و دسترسی به مناطق مختلف نه تنها مناطق ثروتمند و مناطق مرفه بلکه به پروژه ها برگشته ام و فقط با افرادی که پروژه ها را اجرا می کنند و افرادی که در این پروژه ها هستند فقط برای دیدن اینکه چه خبر است و به آنها اطلاع می دهند که من با آنها سر و صدا می کنم و نماینده آنها در دوره آمریکا هستم. و در جهان

امسال که به ترینیداد رفتم ، واقعاً دوست داشتم یک ویدیو فیلمبرداری کنم اما مطمئن نبودم که چه چیزی است و مطمئن نبودم که علت من چیست. من فقط می دانستم که با برخی از کودکان در ترینیداد که فیلمبرداری می کنند صحبت کرده ام و به نوعی می خواستم به آنها فرصتی بدهم و ببینم آیا می تواند به هر دو ما کمک کند. من فیلم های بیشتری می خواهم و آنها به نوردهی نیاز دارند. بنابراین شاید من بتوانم کاری با آنها انجام دهم. من فقط مطمئن نبودم که علت من چیست

بنابراین وقتی امسال برای کارناوال به ترینیداد برگشتم ، بسیار حیرت انگیز بود - بهترین فضای زمین بود. یکی از بچه هایی که سال گذشته وقتی برای بازدید به پروژه ها مراجعه کردم ، آنها را ملاقات کردم ، همان پروژه هایی است که عکس های کتاب را در آن گرفته ایم. این پروژه ها Laventille Projects نامیده می شوند - همچنین به عنوان Tel Town شناخته می شود زیرا از بدترین پروژه های ترینیداد است. و بعضی از خانواده من هنوز در آنجا زندگی می کنند. من در آنجا بزرگ نشده ام ، بنابراین دقیقاً مطمئن نیستم - من حتی واقعاً از پویایی آن نمی دانستم. مردم من می گفتند ، عمه و پسر عموهای شما در لاونتیل زندگی می کنند و من مثل اوه بودم ، خوب. من نمی دانستم و همین حالا که سال گذشته با آن سازگار شدم. اوه ، این یک تجربه شدید است. شما هرگز این را تجربه نکرده اید ، به من اعتماد کنید. مانند این شدید است. دیدید که احتمالاً در پروژه ها بوده اید یا در محله خود بزرگ شده اید ، اما در پروژه های مربوط به یک پروژه از نوع کشور جهان سوم حضور نداشته اید. شدید است

به هر حال ، داستان کوتاه ، من با پسری آشنا شدم که بیشتر پروژه ها را سال گذشته اجرا می کرد و او بسیار خوب بود و شخصیتی الهام بخش از نظر مردم بیشتر از اینکه آنها حتی به دولتشان گوش دهند ، به او گوش می دهند زیرا او بیش از آنکه دولت خودشان به ترینیداد برگردند کارهای بیشتری را برای جامعه انجام می دهد. بنابراین فقط به نوعی فقط به من نشان داد که شما به کمک دولت یا در جهان من یا پرونده من احتیاج ندارید ، من به کمک برچسب احتیاج ندارم. به من اعتماد کن. الهام گرفته از شما - یا انجام کارهای خوب در جامعه. من باید بخواهم این کار را انجام دهم و این نحوه انجام آن است. بنابراین ، با این اوصاف ، امسال من همانطور که گفتم برگشتم و رفتم تا به آنها سر بزنم ، زیرا ما الان نوعی خونسرد هستیم. و همانطور که گفتم او سال گذشته اینقدر عشق به من نشان داد. و متأسفانه او به قتل رسید و آنها می گویند که دولت این کار را کرد. من نمی خواهم بگویم که دولت این کار را انجام داده است ، اما این چیزی است که آنها می گویند. دولت آمد و آنها 17 بار او را شلیک کردند ، زیرا آنها دوست نداشتند که چقدر قدرت در آن قسمت از شهر داشته باشد ، بنابراین متأسفانه او را کشتند. و این واقعاً مرا آزار داد. این باعث شد که یک نوع احساس کنم. اما همچنین این هدف را برای من ایجاد کرد که می خواهم فیلم خود را در مورد آن فیلمبرداری کنم.

من آهنگی را از اولین پروژه ام برداشتم که در اواخر سال حذف کردم بیدار شو ، که یک EP کوچک بود که منجر به هیچ کس ایمن نیست ، که میکس بزرگ من بود که در اوایل سال در 20 ژانویه افتاد. من آهنگی را از آنجا انتخاب کردم به نام ، 'دیگر شادی خود را از دست نده ، زیرا بسیار درست است. من با بسیاری از بچه های او ملاقات کردم که برای او کار می کنند و آنها نیز افراد خوبی بودند و می توانم بگویم که آنها واقعا صدمه دیده اند و آنها کسانی بودند که به من گفتند که او درگذشت. وقتی آنها موضوع را مطرح کردند ، چون من آن را از هیچ کجا مطرح کردم ، مانند وقتی که با کسی ملاقات می کنید و با دوستانش ملاقات می کنید و مثل آن هستید ، هی! جانی کجاست؟ سپس حال و هوای اتاق فقط تغییر می کند. این یکی از این موارد بود که مثل آن است ، هی ، کجاست؟ و آنها مانند ، خوب ، او کشته شد؟ من مثل چی بودم ، به هیچ وجه. او مرده؟ مثل ، مرده ، مرده؟ باورم نمی شد چون چیزی از آن نشنیده بودم. هیچ کس به من نگفته بود که او مرده یا کشته شده است. برای یادآوری ، ما بهترین دوستان نبودیم و با هم بزرگ نشده ایم ، اما شاید هیچ کس متوجه نشده باشد که من به عنوان یک مرد چقدر به او احترام می گذارم و چقدر از او یاد گرفتم. آنها نمی دانستند که برای من چقدر مهم است. با این اوصاف ، فیلم را به او تقدیم کردیم. ما فیلم را در پروژه های او ضبط کردیم و این نیز پروژه های خانواده من است.

این آهنگ Don’t Ever Lose Your Joy نامیده می شود ، همچنین شامل دو هنرمند بزرگ ترینیدادیایی دیگر است که من می خواستم در کانون توجه قرار بگیرم زیرا آنها بسیار پیشگام هستند و به این شانس نیاز دارند ، آنها به آن ظاهر نیاز دارند. از آنجا که من آن هنرمندی هستم که از اینجا عبور کرده و کارهایم را در اینجا در آمریکا انجام داده ام ، می خواهم بتوانم آن پنجره را باز کنم تا هنرمندان ترینیدادیایی بیشتر به آمریکا بیایند و عالی باشند. ما هنرمندان بسیار مستعدی داریم که جهان از آنها نمی داند زیرا بسیاری از مردم حتی نمی دانند ترینیداد چیست. آنها فکر می کنند که این فقط نام من است. آنها نمی دانند که این یک جزیره واقعی در کارائیب در هند غربی است. بنابراین با این گفته ، ما فیلم را با این عکاس پیش بینی شده به نام میگوئل فیلمبرداری کردیم. او در واقع یک نوع مستند از عکاس است و به مسافرت می رود و مجوز و مجوز فیلمبرداری در بدترین پروژه های سراسر جهان را می گیرد ، بنابراین به آن عادت کرده است. یکی از جوانانی که فیلم من را می گرفت که بخشی از آن شرکت بود ، حدس می زنم آنها یکدیگر را می شناختند ، و او به او نزدیک شد و او مانند یو بود ، من در حال فیلمبرداری برای ترینیداد جیمز هستم ، آیا دوست دارید فیلمبرداری کنید پشت صحنه؟ و او مانند بود ، مطمئنا من از جایی که اهل آن هستم بسیار احترام می گذارم زیرا کارهای بیشتری انجام می دهم ، همچنین نماینده هستم. حتی از طریق مزخرفات ، من قلباً یک ترینیدادی هستم. بسیاری از چیزهایی که مردم می گویند و به من نگاه می کنند ، فقط من به عنوان یک ترینیدادیان برای کسانی که هستم ایستاده ام. ما افراد بسیار مغروری هستیم ، به دنبال افراد مزخرف نیستیم و این فقط کسانی هستند که من به عنوان یک شخص هستم. با این اوصاف ، او آمد ، تمام عشق ، و او تمام روز عکسبرداری کرد و این کتاب بر اساس یک عکسبرداری یک روزه و پشت صحنه است.

هنگامی که او تصاویری را که برای ارسال در فیس بوک یا اینستاگرام آماده بود آماده کرد و من مانند آنها بودم ، پس از انجام اولین کتابم ، که در اوایل ماه فوریه با پروژه هیچ کس ایمن نیست ، من قبلاً از قدرت و اینکه من می توانم کتاب بفروشم زیرا برخی از کتاب ها را فروخته ام. فهمیدم این پنجره و راهی جدید است که می توانم برای فروشم باز کنم. وقتی تصاویری را دیدم که کاملاً الهام گرفته ام مانند آنها ، یو ، این مانند کتاب دیگری است ، مثل چه جهنمی. ما نمی خواهیم این موضوع را به رسانه های اجتماعی هدیه دهیم ، زیرا این احمقانه است ، بیایید کتاب دیگری بسازیم. بنابراین من ارتباط برقرار کردم ، باید تمام تصاویر را از او انتخاب کنم ، که روز بعد ویرایش شد. سپس به سراغ پسرم رفتم که اولین کتاب را با او انجام دادم ، که عکاس آتلانتا من است ، این پسر دیگر ، نام او 5PS است ، این نام Instagram او است ، نام اصلی او Evan Ranch است. من به او نزدیک شدم ، من مثل یو بودم ، می خواهم با استفاده از این عکس ها کتاب دیگری جمع کنم. من به نوعی داستان پس زمینه هر آنچه را که در این ویدیو اتفاق می افتاد به او دادم. ما اساساً تصاویر را برای روایت داستان نوعی احساس آنچه که در گتو اتفاق می افتد ، بدست آورده ایم. زیرا برای من گتو و پروژه ها دو چیز متفاوت هستند. پروژه ها گندم است. پروژه ها کلمه ای است که شما برای توصیف شور یک محله سخت استفاده می کنید. از نظر من گتو زیبایی در آن است. زیرا گتو برای من فقط یک جهان زیبا ، یک کلمه زیباست. بنابراین این کتاب اساساً به شما نشان می دهد که گتو چقدر می تواند زیبا باشد و چقدر عشق در محله یهودی نشین و جوانان و بخشی از فرهنگ من وجود دارد که می خواستم آن را با دنیا به اشتراک بگذارم و با طرفدارانی که واقعاً به آنها اهمیت می دهم به اشتراک بگذارم. این کل هدف این کتاب است.

ترینیداد جیمز با بالتیمور صحبت می کند و مفاهیم پیش ساخته هنر او


DX: از هر پنج نفر یک نفر با وجود اینکه یکی از زیباترین مقاصد کارائیب است ، زیر خط فقر زندگی می کند. دقیقاً چگونه کتاب آن دوگانگی را به نمایش می گذارد؟

ترینیداد جیمز: با نداشتن کتاب جلوی ما و فقط صحبت کردن ، اساساً از ذره ذره عکس ، عشق پشت هر یک و آنچه که در ذهن من نشان می دهد. این نوعی بیشتر از احساسی است که می دانم با دیدن تصاویر احساس کردم و آنچه را که می دانم آن روز اتفاق افتاده است احساس کردم زیرا روز زیبایی در گتو بود. زیبا. همه خوشحال بودند همه بچه ها بازی می کردند. من به بچه های هلا پول هلا دادم. یک دلار آمریکا در واقع مانند شش دلار ترینیدادیان ارزش دارد. من این پول را برای شرکت در فیلم ها به بچه ها می دادم ، همه لبخند می زدند و مردم مشغول آشپزی بودند. فقط خوب بود این یک پروژه بسیار بزرگ است. این پروژه - این محله یهودی نشین تقریباً مثل یک شهر کوچک است و روی یک تپه است. منظورم این است که نوعی شبیه چیزی است که من دیده ام - احساسی که آن روز هنگام فیلمبرداری احساس کردم و چقدر همه احساس خوبی داشتند و اینکه چقدر من خوشحالم که حتی می توانم یک ویدیو را با یک آهنگ مثبت ضبط کنم و فقط سعی در فیلمبرداری ندارم چند نوع فیلمبرداری از نوع شلیک کنید تا من شگفت زده هود در اطرافم یا هر آنچه واقعاً از آن استقبال می کنند ، داشته باشم. وقتی تصاویر او را به من دیدند ، همان قدردانی و احساسی را که نسبت به دنیا و ترینیداد داشتم ، بدست آوردم و می خواستم آن را با مردمم در ترینیداد به اشتراک بگذارم.

tupac اجازه می دهد تا برای غرش کردن آماده شویم

DX: رسانه ها اغلب باعث می شوند افراد رنگین پوست در شرایط وخیم آدم بدی به نظر برسند. فکر می کنید این قضیه در بالتیمور وجود دارد؟ آیا فکر می کنید واکنش خشونت آمیز نسبت به خشونت همیشه قابل تأمل است.

ترینیداد جیمز: من فکر می کنم که تا حدودی قابل توجیه است اما من هرگز طرفدار خشونت نیستم. من نیستم. من در مورد عشق و در مورد وحدت هستم. اما من فقط به هرکسی که با عمل خشونت واکنش نشان می دهد برخورد نمی کنم. من نقل قول واقعی ندارم ، نقل قول کنید که چرا خشونت خوب است زیرا خشونت خوب نیست ، اما من شخصاً احساس می کنم از کتاب نقل قول خودم خارج شده ام ، که گاهی اوقات کمی - وقتی شما را به دیوار می کشانند فقط یک راه نجات دارید . اگر زنده به گور شوید ، تنها یک راه نجات پیدا می کنید - و آن مبارزه است. اگر آن دعوا به عنوان خشونت در شما بروز می کند ، این روشی است که شما آن را درک می کنید. اما به نظر من ، اگر من را به دیوار فشار می دهید و مردمم را یکی یکی به پایین می کشید ، به آن به عنوان یک مبارزه نگاه می کنم و مثل یو است. و آنها اینها را در تلویزیون به ما نشان می دهند تا ما را عصبانی کنند تا آنها بتوانند حق دارند یکی یکی ما را سرنگون کنند. در حال حاضر آنها حق ندارند. اما ، آنها هنوز هم این کار را انجام می دهند و آن را روز به روز و هفته به هفته به نمایش می گذارند تا ما عصبانی شویم تا آنها حق داشته باشند ما را سرنگون کنند. ما باید به نوعی متوجه شویم که باید بتوانیم طبق آن عمل کنیم و احساس غرور و افتخار نکنیم. چه پیشرفت جوانان ما و چه پیشرفت هایی در حال حاضر؟

DX: آیا زمانی بوده است که با خشونت پلیس برخورد کرده باشید؟

ترینیداد جیمز: بی رحمی پلیس؟ نه. به عنوان یک قاضی کتاب توسط پلیس پوشش داده می شود؟ چندین بار.

DX: چگونه در واقع فرمول بندی خود را انجام دادید سفر به ترینیداد EP ؟ آیا ممکن است شخصی با این همه تصورات پیش ساخته موسیقی مورد نظر خود را بسازد؟

ترینیداد جیمز: شما فقط این کار را انجام دهید داداش این به شعاری برمی گردد که من در سال 2013 ساختم. این یک رویا است که باور دارد. این فرمول موفقیت من است. اگر رویایی ببینم چیزی است که بتوانم به تنها کاری که شما می توانید انجام دهید باور کنم و هیچ کس نتواند آن را از شما بگیرد این است که واقعاً بر اساس ایده خود عمل می کنید و به آنچه اعتقاد دارید اعتقاد دارید و آن را انجام می دهید و بر اساس آن عمل می کنید. این تمام کاری است که می توانید انجام دهید. بنابراین اگر به خودم بگویم ، مرد احساس می کند می تواند کتابی بسازد زیرا من آن شگفت زده هستم و همه شگفت زده های دیگر را می بینم که کتاب می سازند و احساس می کنم می توانم این کار را انجام دهم. خوب خوب خوب ، این ایده خوبی است. این اساساً معادل یک رویا است. این مرحله یک است و سپس به خودم ایمان دارم که می توانم این کار را انجام دهم. اگر کانیه این کار را کرد ، لویی ویتون این کار را کرد ، گه من هم می توانم این کار را انجام دهم ، زیرا احساس می کنم من آن شگفت زده هستم و چیزی برای ارائه دارم. خوب حالا nigga شما باید این کار را انجام دهید. این همان کاری است که من انجام دادم و این همان کاری است که من انجام می دهم. این ایده یا هر چیزی است که می شنوید با من بیرون می آید.

ترینیداد جیمز توضیح می دهد که چرا از ثبت نام برای دفاع از جام جم پشیمان نیست


DX: موسیقی شما از زمان جدا شدن از برچسب کاملاً متفاوت از All Gold Everything است. آیا سخت است که مردم موسیقی شما را خارج از تک آهنگ محبوب شما بشنوند؟

ترینیداد جیمز: برای افرادی که هنرمند نیستند دشوار است از افرادی که لزوما اهل موسیقی اهل اینترنت نیستند. افراد رادیویی ، گذر از آن برای آنها سخت است زیرا همه آنها می دانند آنچه در رادیو پخش می شود یا آنچه در تلویزیون نشان داده می شود. این جریان موسیقی آنهاست ، بنابراین من آنها را سرزنش نمی کنم ، زیرا برخی از افراد با گفتگو و سر و صدا صحبت می کنند و از مکانهایی مانند HipHopDX و HotNewHipHop یا همه این وبلاگهای مختلف در مورد موسیقی اطلاعاتی کسب می کنند که موسیقی ما را به عنوان هنرمند هر زمان که رها کنیم پخش می کند حتی اگر تک آهنگ رادیویی. برخی از افراد از خواب بیدار می شوند و به ساعت 9 تا 5 خود می روند و در راه کار خود به برنامه صبح گوش می دهند و در حالی که از کار به خانه می روند در حال ترافیک هستند و به برنامه روز نگاه می کنند. سپس وقتی به خانه می رسند و از وقتی که در خانه هستند رادیو گوش نمی دهند ، به تلویزیون نگاه می کنند. بنابراین اکنون شما در حال تماشای فیلم ها یا موارد دیگر هستید که ظاهر می شود زیرا همه توانایی خرید MTV Jam را ندارند زیرا من این کار را نمی کنم - من قبلاً توانایی پرداخت هزینه های MTV Jam را نداشتم زیرا MTV Jam بسیار زیاد است. راهی برای شما نیست که حتی بدانید جهنم واقعاً چه اتفاقی می افتد مگر اینکه این نوع گناهان صنعت لعنتی خدا باشد. فقط این خیابان از نوع جریان اصلی است. موسیقی خوب فقط براساس جریان اصلی نیست. جریان اصلی فقط برای آنچه که هست - سرگرمی است.

بلیط های فروش mtv ema 2014

DX: شما از همه مردم دیده اید كه جمعیت با چه سرعتی می توانند از دوست داشتن شما به بدترین دشمن شما تبدیل شوند ، از كجا می روید؟

ترینیداد جیمز: وقتی وارد این بازی می شوید و ضربه می خورید و هنگامی که شروع به دریافت بازدید می کنید و دسته ای از لحظات پایین را تجربه می کنید ، می فهمید که یک طرفدار واقعی چیست و یک شنونده واقعی چه سرعتی دارد. شما فقط می توانید رنگ های واقعی مردم را به طور کلی ببینید. آنها از شما متنفر نیستند حتی اگر از شما متنفر باشند. آنها فقط می خواهند شما همچنان به آنها آنچه مردم به آنها می گویند ضربه بزنید. می دانید چه می گویم؟

DX: دقیقاً چگونه می توانید از درک مردم حرکت کنید تا فقط نوعی موسیقی از مکانی که اکنون در آن هستید بسازید.

ترینیداد جیمز: شما مرتباً nigga من را راه می روی شما پیاده روی می کنید ، راه نمی روید ، مشت می زنید. این تمام کاری است که می توانید انجام دهید. بیایید به مبارزه Mayweather و Pacquiao نگاهی بیندازیم. می ودر هرگز در یک مبارزه شکست نخورده ، درست است؟ اگر قرار بود ببازد ، برداشت شما از او چیست؟ آیا او بازنده است؟ این فقط یک ضرر است. این باعث نمی شود من کمتر از آنچه هستم قبل از اینکه وارد حلقه شوم این کار را می کند؟ این چیزی است که من از مردم می پرسم. اگر او از دست داد - من فکر نمی کردم که او ببازد - اما اگر او بود ، آیا می گویم ، اوه ، او دیگر بزرگترین نیست؟ آیا مانی پاکویائو اکنون به دلیل شکست دادن فلوید می ودر ، بزرگترین شده است؟ اینگونه است که من به مرد زندگی و به ویژه موسیقی خود نگاه می کنم.

DX: از بسیاری جهات ، این سنی است که بازگشتی مانند شما در همه جا ممکن است ، با وجود حواس پرتی ، چگونه می خواهید یک بازگشت موفق داشته باشید؟

ترینیداد جیمز: مشت و مشت می کنید و کم کم مشت می کنید. تا می توانی مشت می زنی. مشت می زنید تا وقتی که سطح را لمس کنید. شما در اصل اسپار می کنید. شما اسپار ، اسپار ، اسپار ، اسپار می کنید ، تا زمانی که تکنیک خود را پایین بیاورید و سپس هنگامی که تکنیک خود را پایین می آورید ، سعی می کنید مشت محکم تری بزنید. وقتی شروع به مشت زدن می کنید ، می بینید که وقتی شروع به مشت زدن می کنید چه نوع ضربه ای ایجاد می کنید ، آنچه می گویید یک مشت سخت است. وقتی شروع به دیدن حرکت مشت های آن می کنید ، ناک اوت می کنید.

DX: در حال حاضر ترینیداد جیمز کجاست؟

ترینیداد جیمز: او یک هنرمند است. او حتی یک رپ نیست. او خواننده نیست. او فقط یک مرد سیاه پوست است که یک هنرمند است.

DX: آیا انتظار داشتید Uptown Funk اساساً شما را به کانون توجهات بازگرداند؟

ترینیداد جیمز: مهم نیست مهم نیست عزیزم که گه نیست به من اعتماد کن. این چیزی نیست ، این فقط یک چک است - این فقط تجارت است. سرد. خوشحالم که برونو به من به عنوان یک هنرمند احترام می گذارد ، ما الان باحال هستیم. این برای من بیشترین اهمیت را دارد. من یک پلاگین جدید گرفتم ، این همان nigga است. همه چیزهای دیگر تا آنجا که مردم تصور می کنند هر بار گفته می شوند ، در کانون توجه هستند ، آنها می توانند الاغ من را تمام روز ببوسند.

DX: اگر می توانستید همه کار را دوباره انجام دهید ، آیا این پیشرفت را می کردید و به یک رشته اصلی امضا می کردید؟

ترینیداد جیمز: اگر من از آن عبور کردم و سپس آنها همین الان گزینه ماشین زمان را به من دادند؟ برمی گشتم و متفاوت انجام می دادم. در واقع ، من نمی خواهم به عقب برگردم. من عاشق همه چیزهایی هستم که پایین رفت آنها ابزار لازم را به من دادند تا آن شگفت زده باشم.