جو ناگهان

سابق Love & Hip Hop: نیویورک شخصیت تاهیری خوزه در مورد روابط ادعایی خشونت آمیز خود با جو ناگهان سابق صحبت می کند.



در مصاحبه جدید با قفل هالیوود ، ویکسن / کارآفرین 41 ساله ویدیوی سابق در مورد روزهای بسیار تاریک روابط خود با او افتتاح کرد پادکست جو ناگهانی میزبان اما ابتدا ، او به روزرسانی در مورد مکان فعلی آنها ارائه داد.



با جوی ، گفتنی وجود ندارد ، او حدود 28 دقیقه می گوید. فقط او بسیار غیر قابل پیش بینی است. اگر بیش از حد به او اعتماد داشته باشم اکنون نمی توانم وقتی نوبت به جو می رسد ، همه چیز بستگی دارد let






طرفداران فقط بعضی اوقات نمی دانند که چگونه رها کنند. من واقعاً آرزو می کنم آنها چنین کنند. من می دانم که چگونه زندگی می کنم من فکر می کنم من در طی 10 سال اذیت شده ام ... بگذارید او زندگی اش را بگذراند ، بگذار من خودم زندگی کنم. همینه که هست. ما وقتی برای اولین بار به صحنه آمدیم بسیار پویا بودیم - و من ابتدا می گویم زیرا او در آغاز کار آن نقش را انجام نمی داد - که مردم فقط از طریق ما زندگی کردند. مردم رابطه ما را دوست داشتند ، اما چیزهای زیادی وجود دارد که آنها نمی دانند. آنها فقط آنچه را که نمایش ها و ویرایش ها به آنها اجازه داده است ببینند. من مطمئن هستم که اگر آنها بیشتر از زندگی ما می دانستند ، من مطمئن هستم که آنها من را تنها می گذارند و دلیل آنها را می فهمند.



سپس تاهیری که در آن ستاره می شود Marriage Bootcamp: The Hip Hop Edition، در مورد کلیپ ویروسی که نشان می داد وادو همبازی برای گلوی خود در یک طغیان شدید ، سال شد. سرانجام این مکالمه به اعتراف درباره گذشته او با بودن و رابطه سمی آنها تبدیل شد.

اگرچه صحبت در مورد او برای او بسیار سخت بود ، تهیری زبان بدن در ابتدا تأیید کرد که خشونت خانگی در واقع بخشی از داستان او با بودین بود.

او وقتی در مورد آن سوال شد این کاملاً نمایش دیگری است. چگونه می توانید از چیزی که در طول سالیان طولانی دروغگویی کسی را تماشا می کنید ، درمان کنید؟ to درمان به عنوان یک شخص سخت است. تصور کنید مجبورید در چشم عموم مردم بهبود پیدا کنید. بنابراین من واقعاً هرگز در مورد هیچ یک از اینها صحبت نکردم زیرا چگونه با این همه سر و صدا بهبود می یابید؟ من فکر می کنم من فرد قدرتمندی هستم ، اما تماشای مردانی که کاری را که انجام می دهند بسیار دردناک است و چون سکویی دارند ، درباره آن دروغ بگو. تقریباً مثل این است که شما مسخره می کنید ، من را مسخره می کنید. این نگران کننده بودن من نیز هست.



من قدیمی ترین 14 ساله هستم. بنابراین ، هوم ، من فکر می کنم راهی که من در برقراری رابطه با جو کار می کردم فقط پنهان کردنش بود ، زیرا من نمی توانم جلوی آن را بگیرم. من باید ادامه دهم زیرا مردم به من اعتماد می کنند ، زیرا من مجبور به اداره امور هستم ، زیرا من در این تجارت رشد می کنم ، زیرا من قصد ندارم تا کنم. من شکست نمی خورم زیرا شما می خواهید من و من فقط ادامه می دهم تا زمانی که ضربه شما به شما برسد. به قول دوست من Charlamagne ، یا شما با ضربه روبرو می شوید یا ضربه شما با شما روبرو می شود. من قبلاً به آن خانه نمی پرداختم تا در مورد خشونت خانوادگی بحث کنم ، این رو در رو با من روبرو شد. سپس تماشا کنید که سابق شما چیزی مانند این را می گوید: 'تاهیری با یک مرد می جنگد.' من با او مبارزه نکردم. من از مرگ ترسیده بودم.

از آنجا، تهیری به جزئیات گرافیکی درباره سو abuseاستفاده ای که گفته می شود از طرف ناگهان متحمل شده است پرداخت.

او ادامه داد من قبلاً مورد ضرب و شتم قرار گرفته ام. این رابطه باعث شکستگی دنده و شکستگی بینی شد زیرا کسی به او پیامی می فرستاد. و من همیشه می گفتم ، 'دیگر از گوشت گاو خارج شوید ، من هنوز کار می کنم.' و او به من ضربه زد و سپس مرا از پایین پله هل داد. یادم می آید که مجبور شدم با او صحبت کنم تا اجازه ندهد آن روز بروم. یادم می آید که برنامه ای برای رفتن داشتم چون دلیل این که او خیلی ناراحت بود این بود که من از قبل می رفتم ، تلفن و گریه ام را گشتم. اما من قبلاً به او گفته بودم كه دو هفته به من فرصت بده تا وسایلم را جمع كنم. او با این کار موافقت کرد و سپس شروع به جستجوی تلفن من کرد. مورد بعدی که می دانید ، با کشیدن من تا مچ پایم بیدار شدم. من موفق شدم از آن طبقه بلند شوم.

من به یاد می آورم که همه چیز را در کیفم داشتم ، همه چیزهایی که لازم بود در آن کیف داشته باشم - پاسپورت ، شناسنامه من ، می دانید ، گه هایی که لازم داشتم. این همان چیزی است که من نیاز داشتم و مقداری پول که قبلاً با هم داشتم ... من بهتر می دانستم. من آن شخصی شدم که از او می شنوی. زنان باید بدانند که یک مرد قبل از اینکه واقعاً دست روی شما بگذارد ، روحیه شما را خواهد شکست. این کار با سو abuse استفاده کلامی ، سو abuseاستفاده عاطفی آغاز شد و سرانجام به آن تبدیل شد. من هنوز از امنیت خود می ترسم. او مرا بد آزار داد و من فقط ساکت ماندم. به بیمارستان رفتم و او کنارم نشست. من به پزشکان دروغ گفتم و گفتم در حال تمیز کردن یک کابینت هستم و در آشپزخانه افتادم - و سپس او در مورد آن رپ کرد.

قسمت کامل را در بالا مشاهده کنید.